تبليغاتX
آسمــــــــــــــان ســـــــــــــوق


آسمــــــــــــــان ســـــــــــــوق

        به گمانم چتر بزرگترین گناه به خداوند است.....

 

چتر هارا باید بست

زیر باران باید رفت

فکر را خاطره را زیر باران باید برد

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت

دوست را زیر باران باید دید

عشق را زیر باران باید جست

زیر باران باید بازی کرد

زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت

زندگی تر شدن پی در پی

زندگی اب تنی کردن در حوضچه ی "اکنون"است...!

(سهراب سپهری)

بارون رو قلب شیشه ها...هی جا میذاره رد پا...مثل تو که رو قلب من پا رو گذاشتی بی صدا...هنوز

وقتی بارون میاد...دلم عشق تو رو میخواد


 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 19:38 توسط سیدامیرمهدی نوری سوق| |

عشق یعنی مستی دیوانگی       عشق یعنی با جهان بیگانگی
  عشق یعنی شب نخفتن تا سحر   عشق یعنی سجده ها با چشم تر 
    عشق یعنی سر به دار اویختن    عشق یعنی اشک حسرت ریختن    
     عشق یعنی در جهان رسوا شدن    عشق یعنی مست و بی پروا شد
       عشق یعنی سوختن یا ساختن    عشق زندگی را باختن یعنی

                                                     

بعضی ها گله دارند که چرا؟ گل سرخ خار دارد... در این فکرم که چرا نمی گویند:عجب... این بوته خار٫ گل سرخ دارد!!...


 

عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه، 3 دقيقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنايي، 3 هفته وفاداري، 3 ماه بيقراري، 3 سال انتظار، 30 سال پشيماني


عشق است كه به آدمی بال پرواز می دهد. عشق تو را از این زندگی واقعی و روزمره جدا می كند و به فضای جدیدی می برد كه پر از هیجان و امید است

  امیر مهدی نوری سوق   

به نام آن مهربانی که مرا دیوانه تو کرد   و   ترا دیوانه دیگری

هر چند مال من نشدي ولي ازت خيلي چيزا ياد گرفتم.
ياد گرفتم به خاطر کسي که دوسش دارم بايد دروغ بگم.
ياد گرفتم هيچ وقت هيچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره.
ياد گرفتم تو زندگيم به اون که بفهمم چقدر دوسم داره هر روز دلشو به بهونه اي بشکنم.
ياد گرفتم گريه هاي هيچ کس رو باور نکنم.
ياد گرفتم بهش هيچ وقت فرصت جبران ندم.
ياد گرفتم هر روز دم از عاشقي بزنم ولي خودم عاشق نباشم

 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 19:37 توسط سیدامیرمهدی نوری سوق| |

چرا کسی واسم دعا نمی کنه تا عشقم برگرده
کاش

    همه زندگیم

              قطره اشکی میشد

                               تا من

                      این هدیه کوچک را

                                    لحظه بدرقه

                                       ایثار تو میکردم


 عاشقی باش که گویند به دریا زد و رفت نه که گویند خسی بود که جوبارش برد

نظامي ترين جمله عاشقانه: توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگيlove struck

  • من به غير از تو نخواهم ،چه بداني، چه نداني

    از درت روي نتابم ،چه بخواني ،چه براني

    دل من ميل تو دارد، چه بجوئي، چه نجوئي
    نظر بدهید

 

 

من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام

عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد

عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است

آزادی معبود من است

به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است

هر دردی بی درد است

هر زندانی رهایی است

هر جهادی آسودگی است

هر مرگی حیات است

مرا اینچنین پرورده اند من اینچنینم

پس چرا از فردا می ترسم

نه نه نه  !


 این هزار مرتبه گفتم نه


 دیگر توان نمانده

توانایی در بند بند من از تاب رفته است


 شب با تمام وحشت خود خواب رفته است


و در تمام این شب تاریک


تاریک چون تفاهم من با تو


انسان افسانه مکرر اندوه و رنج را تکرار می کند

 


 گفتی 


 امیدهاست


 در نا امید بودن من


 اما


 این ابر تیره را نم باران نبود و نیست

 


انسان به جای آب هرم سراب سوخته می نوشد


گلهای نو شکفته


 این لاله های سرخ


گل نیست


 خون رسته ز خاک است


 باور کن اعتماد از قلبهای کال بار رحیل بسته


 و مهربانی ما را خشم و تنفر افزون


 از یاد برده است


 باورنمی کنی ؟


که حس پک عاطفه در سینه مرده است !

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 19:34 توسط سیدامیرمهدی نوری سوق| |

انتظار مثل دريا مي مونه هر چقدر جلوتر ميري عميقتر ميشه 


                                          خوش اومدی عزیزم

نگاه اولت عاشقم کرد.نگاه دومت عاشق ترم کرد.نگاه سومت خاکسترم کرد

                              

عشق مثله يك تيره كه درست مي خوره وسط قلب آدم
نه مي توني درش بياري نه مي توني بزاري بمونه
اگه درش بياري مي ميري
اگه بزاري بمونه بازم مي ميري
 
سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده مي کنن ولي اصلا نگات نمي کنن؛ سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

بهت نمي گم هر چي بخواهي بهت مي دم

 

چون همه چيز من تويي

 

نمي خوابم که خوابت رو ببينم چون خيلي خوشتر از خوابي

 

اگر يک روز چشمات پر اشک شد و دنبال شونه اي گشتي تا گريه کني

 

صدام کن

 

قول نمي دم اشکاتو پاک کنم

 

منم باهات گريه مي کنم

 

اگر دنبال مجسمه سکوتي گشتي تا سرش داد بزني

 

صدام کن

 

قول مي دم ساکت بمونم

 

اگر دنبال خرابه اي گشتي تا نفرت رو در اون دفن کني

 

صدام کن

 

قلبم حالا خرابه وجود توست

 

اگر يک روز صدات کردم که بهت نياز دارم

 

بهم نگو کجايي ؟!

 

فقط يک لحظه چشماتو ببند بهم فکر کن !

 

رهایم کن برو ای عشق از جانم چه می خواهی
 

 به سوهان غمت روح مرا پیوسته می کاهی

 

مگر جز مهرلانی از تو و چشمت چه می خواهم

 

 تو خود از هرکسی بهتر از احساس من اگاهی

 

 نیازی نیست تا پنهان کنی از من نگاهت را

 

 گواهی می دهد قلبم مرا دیگر نمی خواهی

 

 غزل هایم زمانی روی لب های تو جاری بود

 

 ولی امروز در چشمت نمی ارزم پر کاهی

 

 دلم خوش بود گهگاهی برایت شعر می خواندم

 

تو هم سر می زدی ان روزها از کوچه ها گاهی

 

 برو هر جا که می خواهی برو اسون باش اما

 

مواظب باش مثل من نیفتی در چنین چاهی

 

از اینجا می روم تنها مرا دیگر نخواهی دید

 

نخواهم برد در این راه با خود هیچ همراهی

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 19:32 توسط سیدامیرمهدی نوری سوق| |

       

                      

هی فلانی ، زندگی شاید همین باشد ...

یک فریب ساده و کوچک ،

آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را ،

جز با او و جز برای او نمیخواهی ...

من گمانم زندگی باید همین باشد ...

 

                 

خدايا :

انديشه و احساس مرا در سطحي پايين ميار كه زرنگيهاي حقير وپستي هاي نكبت بارو پليد شبه

آدمهاي اندك را متوجه شوم ،چه، دوست تر مي دارم بزرگواري گول خور باشم تا ،همچون اينان

كوچكواري گول زن ...

.: علی شریعتی :.

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 18:24 توسط سیدامیرمهدی نوری سوق| |

 

BoooS

باز باران بی ترانه

گریه هایم عاشقانه

میخورد بر سقف قلبم

یاد ایام تو داشتن

میزند سیلی به صورت

باورت شاید نباشد

مرده است قلبم ز دستت

فکر آنکه با تو بودم

با تو بودم شاد بودم

توی دشت آن نگاهت

گم شدن در خاطراتت

                                                          

 

 

 

مخلص همه بازديدكننده هاي گل

نظر يادتون نره يه موقع ..!!

 

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 8:26 توسط سیدامیرمهدی نوری سوق| |

                       

این هم یک مجموعه دیگه از سخنان بزرگان

ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است . (آلبرت کامو)

اگر کسي ترا آنطور که ميخواهي دوست ندارد، به اين معني نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. (مارکز)
 
 شما بدون تسلط بر خود نمي توانيد فاتح ديگران باشيد. (کيم وو چونگ)

عشق، افسر زندگي و سعادت جاوداني است. (گوته)
  
عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

محبت را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از محبت نيست. (سمنون محب)

بهاي عشق چيست بجز عشق ؟ (ماري لولا)

تو را آتش عشق اگر بسوخت مرا بين كه از پاي تا سر بسوخت. (مولوي)

 

امیر مهدی

نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 8:23 توسط سیدامیرمهدی نوری سوق| |


Design By : Night Skin