آسمــــــــــــــان ســـــــــــــوق
نشست نيروهاي حاميان ميرحسين موسوي با حضور گروه هاي اصلاح طلب و اصولگرا با سخنراني(.........) _دهدشت خيابان فردوسي شمالي تالار پذيرايي انصار -براي كودك درونم وقتي به اين عكس نگاه مي كنم از عالم آدم بزرگ ها متنفر مي شوم. عالم دورغ حسادت کینه نفرت و ...اين يك كودك روستايي است با موهاي طلايي. گودال آب و سبز هاي تازه رويده شده نمايانگر فصل بهار است.. در دوران كودكي ما، تقريبا ديگر چنين چيزهاي وجود نداشت(گودال آب در زمين چمن). گاهي كه از مدرسه به خانه مي آمدم(در فصل زمستان) در (کوچه پس کوچه های شهر سوق )لباس هايم كثيف مي شد و بايد به مادرم جواب مي دادم كه چرا و چگونه..... همين الان هم به بچه هاي خود اجازه نمي دهيم كه اين چنين لباس هاي خود را كثيف كنند. ولي اين كودك بي خيال از كتك هاي كه بعدا بايد بخورد، بدون كفش هاي كه معلوم نيست كجا در آورده. در گودال آب با آن اسباب بازي كوچك در حال بازي است.. به حدي در عالم خود فرو رفته كه متوجه وجود عكاس هم نشده. البته عكاس هم بي تمايل به دنياي كودك نيست و دوربين را تا سر حد ممكن(نزديك به زمين) پايين آورده تا خود را به دنيايي كودك نزديك كند. اين كودك نه غصه ي بنزين سهميه بندي شده را دارد و نه فرصتي براي نگاه كردن به صداي آمريكا. بازي هاي دنياي كودكيش هم مجالي براي شناخت زيبايي و عشق به او نمي دهد. نه ميداند خدا چيست و نه شيطان را ملاقات كرده. نه مشکل مالی دارد ونه مشکل عشقی تنها به اسب بازي كوچكي قانع است و اندكي سكوت. نه به حرفي دلي را چرك مي كند نه به دستي، ظرفي را آلوده.... در جایی مرحوم حسین پناهی میگوید :کاش برمیگشتم به کودکی ام بیاییم این قدر خوب ومهربون وساده وصادق باشیم که مث کودک عزیز ومهربان باشم تا خدا و بنده ی خدا ما را دوست بدارند .... -براي بهترين دوستان وخاطرات دوران كودكيم.... آن گاه که اندیشه ورزی و نکته پردازی های فلسفی و ذهنی درعمل به پریشان گویی و بازی های زبانی می انجامد و آن گاه که اندیشه هایی که ناب می پنداریم درعمل به زشتی سراب خودنمایی می کنند. آن گاه که اندیشه هایمان نه تنها راهی پیش روی نمی گشاید که بسانِ چاهی ژرف ما را در خود فرو می برد. آن گاه که اندیشه هایمان به جای امید به آینده ی روشن ما را به گذشته ی تاریک بر می گرداند و به جای تجربه های نو به تکرار تجربه های شکست خورده وا می دارد و آن گاه که اندیشه هایمان به جای گره گشایی ما را در کلافی سر در گم به بند می کشد و آن جا که اندیشه های به ظاهر پربار به هیچ کار نمی آید چه جای گفت و شنود از زندگی است تا چه رسد به زندگی فلسفی! من مدتی است در اغما به سر می برم. حال این اغما به مرگ می انجامد یا به زندگی دوباره نمی دانم؟ اما به گمانم بوی مرگ را بیش تر احساس می کنم.... سر فرو بردم در این جا تا کجا سر بر کنم....







| Design By : Night Skin |


